تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

علی، نه یک بت، که قرآن ناطق و عامل

از کلاسور مقاله ها ,

پنجشنبه 12 مهر 1386

انسان یک مسیر و جاده ی بی سر و تهی را در تاریخ طی می کند و یک جریان اصلی انسانی، از انسان غارنشین به روستانشین و شهرنشین و متمدن و علاقمند به علوم انسانی و انسان شناسی و شناخت حقیقت درونی انسان و عالم معنا و ناکامی در آن و ترک این هدف و روی آوردن علم به مادیات و "خدمت" به انسان هدف علم قرار گرفتن و...وجود داشته و دارد و در آینده نیز این جریان وجود خواهد داشت و معلوم نیست به کجا ختم شود...

انسان یک مسیر و جاده ی بی سر و تهی را در تاریخ طی می کند و یک جریان اصلی انسانی، از انسان غارنشین به روستانشین و شهرنشین و متمدن و علاقمند به علوم انسانی و انسان شناسی و شناخت حقیقت درونی انسان و عالم معنا و ناکامی در آن و ترک این هدف و روی آوردن علم به مادیات و "خدمت" به انسان هدف علم قرار گرفتن و...وجود داشته و دارد و در آینده نیز این جریان وجود خواهد داشت و معلوم نیست به کجا ختم شود.

اما در این بین یک سری ویژگی های مشترک و پایدار در انسانها وجود دارد.ویژگی هایی که باعث تکرار خیلی از مسائل و اتفاقات در تاریخ می شوند، حال با ظواهر متفاوت.یک دسته از این ویژگی ها ویژگی های غریزی هستند و دسته ی دیگر ویژگی های فطری.دسته ی مهم تر و برتر و در واقع انسانی تر، یعنی ویژگی های فطری، شامل موارد مختلفی می شود که از این میان می توان به نیاز و گرایش انسان به یک جهان و مکان فراتر و بهتر از این جهان خاکی اشاره کرد.گرایش به یک آرمانشهر و دنیای خوب و متعالیُ دنیایی از جنس رضایت و خوشبحتی، گرایش به یک، به تعبیر دکتر شریعتی "نمی دانم کجایی!". که این ویژگی مشترک بین انسانها اثر خودش را به روشنی در طول تاریخ نشان می دهد. به طوری که، می بینیم حتی آن انسان غارنشین وقتی از شکار و خوردن و خوابیدن و... فارغ می شود و روی تخته سنگی می نشیند و اندکی فکر می کند، اندوهی او را در بر می گیرد که "من از جنس این درخت و این سنگ و این خاک نیستم. بلکه من متعلق به جایی فراتر و از نوعی دیگرم و باید یک "نمی دانم کجایی" وجود داشته باشد که من اهل آنجا و از جنس آنجا باشم. و افسانه های فراوانی که در تمام جهان در مورد جهان زیرین و زبرین/ بالا و پایین/خاکی و آسمانی وجود دارد، شاهدی بر این مدعاست که انسان از درون احساس می کند که باید به آرمانشهری، اتوپیایی، مدینه ی فاضله ای ،بهشتی برگردد.حال چطور و چرا و کجا، نمی داند. این یک پیمان و الهام درونی نامفهوم است که خداوند مانند سایر ویژگی های فطری در انسان قرار داده است.

پیمان و گرایش دیگر که به موضوع این مطلب مربوط می شود، گرایش و تمایل به داشتن یک الگو،نمونه، انسان عالی و کامل است که انسان او را دوست بدارد و از او تبعیت کند. یک "اسطوره".اسطوره ای که خطا نکند و شخصیتش هیچ لکه ای نداشته باشد و از هر بُعدی کامل باشد. و اینگونه، اساطیر در ادبیات و هنر ملتهای تمام دنیا شکل می گیرند. "رستم" هایی که در میدان مبارزه پهلوانانی شکست ناپذیرند. در محراب پرستش، تسلیم در برابر خدای خود، زمانی دل رحم و فداکار و مهربان و زمانی دلیر و پرخاشگر و جنگجو. و این اسطوره هیچگاه نباید مرتکب گناه یا اشتباه شود زیرا آنگاه دیگر نمی تواند این نیاز فطری بشر را ارضا کند و الگو قرار بگیرد. تا آنجا که می بینیم مثلاً فردوسی در دیدار رستم و سودابه، نیمه شب به دنبال موبد می فرستد تا شخصیت اسطوره ای رستم خدشه دار نشود. نوعی عصمت.

حال در اینجا سوالی مطرح می شد که بسیار مهم و کلیدی است. و آن اینکه می دانیم از آنجا که خدا حکیم است برای هر نیازی که در وجو ما قرار داده است، عاملی نیز برای رفع آن نیاز در نظر گرفته است. به ویژه که آن نیاز یک نیاز فطری مهم باشد مثل نیاز مورد بحث ما، یعنی "الگو".پس این الگو را خداوند باید برای انسان قرار داده باشد. و وقتی در طول تاریخ و بر روی زمین به دنبال کسی می گردیم که انسانی کامل باشد، انسانی که حتی از لحاظ ویژگی های فیزیکی در حد یک اسطوره ی پهلوان باشد، جدای از سایر ویژگی های فکری و اعتقادی و شخصیتی که یک اسطوره باید دارا باشد، کسی را پیدا نمی کنیم جز، علی.

و این علی است که در جنگ خندق در برابر عمروبن عبدود رستم دستان است و در نخلستان یک کشاورز زحمتکش و در مقام خلافت یک مدیر انقلابی و و بالای منبر، سخنرانی چیره و مسلط و در نیمه شبهای تارک و گرفته ی کوفه نان آور خانه ی یتیمان و در خانه مجنونی در برابر همسرش زهرا، و پدری برای فرزندانی چون حسن و حسین و در مقام یک نویسنده، پدیدآورنده ی معجزه ای به نام نهج البلاغه. و می فهمیم که چرا علی شخصیتی برجسته و متفاوت با سایر امامان معصوم و حتی پیامبر، بنده ی برتر خدا، دارد. زیرا علی الگوی است برای بشر. زیرا علی تنها یک امام نیست، علی اسطوره ای واقعی است که خدا نوشته است و آنرا در میان مردم و از جنس مردم قرار داده است تا او را تبعیت کنند و الگوی خود قرار دهند، نه اینکه فقط او را دوست بدارند و او را مانند سایر اساطیر خیالی بتی قرار دهند.

علی قرآنیست که در یک جسم و یک روح عینیت یافته است تا او را بخوانیم و از او پیروی کنیم.

                                                  

نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 12:10 ب.ظ

ویرایش شده در پنجشنبه 12 مهر 1386 و ساعت 01:10 ق.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©