تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

سوم، درهم.

از کلاسور مقاله ها ,

دوشنبه 9 مهر 1386
نسل اولی ها در گیر و دار انقلاب بودند. تظاهرات، اعلامیه، شعار و ... . نسل دومی ها هم كه كودكیشان تجربه ی انقلاب بود به جنگ خوردند و كلاش و ژ-3 و تانك و پیشانی بند و پلاك و ... . اما نسل سوم كه به زور در خاطراتش چیزهایی از جنگ جا می گیرد، نسلی است درهم.

این روزها زیاد واژه ی نسل سوم را می شنویم. در مطبوعات، صدا و سیما، رسانه های وابسته و غیر و ابسته. نسل سوم با نسل های قبلی تفاوتی اساسی دارد. اگر نسل اولی ها با فضای تظاهرات و الله اكبر ِ روی بام بزرگ شدند، اگر نسل دومی ها با فضای "ای لشكر صاحب زمان آماده باش آماده باش " و آژیر زرد و قرمز بزرگ شدند، نسل سومی محیط غالب ندارد. فضای حاكمی نیست. محوری كه مابقی مسائل در كنارش ریز تر از به حساب آمدن باشند نیست.

اگر نسل اول مخاطب انقلاب بود و نسل دوم مخاطب جنگ، نسل سوم مخاطب هزاران مسئله و موضوع است، كه البته هیچ یك آن قدر موثر نیستند كه مابقی تحت الشعاع قرار گیرند.

نسل های پیشین یك جورهایی یك دست بودند. در یك فضا. نمی خواهم بگویم همه مثل هم بودند و یا همه یك جور می اندیشیدند و یا ... اما تفكر غالبی بود. تك مده بودند.

اما نسل سوم دیگر این چنین نیست. نسل سوم فضایی كه هم سویش كند را ندارد. از این سو به نحوی رها تر است و این یعنی تلاش همه برای كشیدن نسل سومی ها به سمت خود. ناگفته نماند كه نسل سومی در فضای بازتر ارتباطی هم قرار دارد. و گسترش ارتباط یعنی تفكر ها و اندیشه ها و حزب های بیشتر و این یعنی نسل سوم، مخاطب عده ی بیشتری از مسائل.

جنگ و انقلاب فلسفه شان آرمانگرایی بود. چیزی كه این روزها شاید به آن "جوگیری" بگویند. اما این روزها و برای این نسل، آرمانی نزدیك، مشترك و والا نیست.

زمانی كه وقتی خبر شهادت كسی را می آوردند مادرش خدا را شكر می كرد، می شد از فمنیسم حرف زد؟ زمانی كه عده ای برای اعزام سرودست می شكستند و دعای غالب "پیروزی رزمندگان اسلام" بود می شد از "No God ,No Master" حرف زد؟ زمانی كه بچه ها شناسنامه ها را دست كاری می كردند تا اعزام شوند می شد از جدایی دین و سیاست حرف زد؟ اصلا این حرف ها خریداری نداشت. بعد از روشن شدن تیتر مطلب كسی حاضر به ادامه دادن نبود... چه برسد كه كار به تایید بكشد.

اما نسل سوم دیگر این گونه نیست. جوی آن قدر قوی نیست تا اگر از جایی، فكری، عقیده ای خلاف جو حاكم خواست جولان بدهد در نطفه خفه اش كند. نسل سوم نوعی فارغ از پیش اندیش است. فارغ از این كه در جوی انجام شده قرار بگیرد. به نوعی آماده است. تنورش برای چسباندن داغ است.

و این یعنی وسوسه برای نفوذ به نسل سوم. این شد كه از هر سویی دستی برای یاركشی به سمت نسل سومی ها دراز شد.

یكی به دنبال ارتباط نسل سوم با جنگ و انقلاب است.

یكی نسل سوم را برای تولید علم فرا می خواند.

یكی از تحجر زدایی و تجدد گرایی می گوید(آن هم هركسی با روشی و اعتقادی و ...)

یكی نسل سوم را به آزادی بیشتر می خواند.

یكی نسل سوم را به لذت می خواند.

یكی نسل سوم را به رهبانیت.

یكی نسل سوم را به انتظار.

یكی نسل سوم را به اعتراض و ...

اندیشه های جدید كم كم پا می گیرند. یار كشی می كنند و هركسی یار خودش را دارد. مسجد یار خودش را، دنس و اكس پارتی یار خودش را، شیشه و كراك یار خودش را، سكولاریسم یار خودش را، سوسیالیسم یار خودش را، ولایت فقیه یار خود را،ضد ولایت فقیه یار خودش را، اسلامگرا و لائیك یاران خودشان را، استنسیم یار خودش را، فمنیسم و ضد فمنیسم یاران خودشان را، چپ و راست یاران خودشان را و ...

نسل سوم دیگر تك مده نیست. مد های فراوانی نسل سوم را احاطه كرده اند.نسل سوم نسلی همگن نیست. آرمان مشترك ندارد. یك سو نیست.

آخرش كه یعنی نسل سوم سوا شده نیست. در هم است.*

________________

*. این متن تلاشی بر تایید یا رد شرایط نسل سوم نیست. حرف از خوب و بد بودن این ها نیست.(نتیجه ای گرفته نشده است.) تنها هدف نویسنده، بیان تفاوت این نسل با نسل های پیشین بود.(شرحی بر شرایط) چراكه نویسنده هنوز خود را در مقام سنجش و تایید یا رد این موضوع نمی بیند.

نوشته شده توسط سعید حاجی زاده ساعت 03:10 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت -


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©