تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

خیزید ای می خوارگان تا خیمه بر گردون زنیم... آیین دیر عشق را بر چرخ بوقلمون زنیم

صفحات سایت

نمایش نظرات 1 تا 30

لینك به ما


شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن این سایت با خبر شوید .

 

بی حجاب ها و بی بی حجاب ها

از کلاسور مقاله ها ,

پنجشنبه 18 مرداد 1386

عبای مشکی و روبنده حصاردار یا مانتوی اندامی و شلوار برمودا، کدام یک را انتخاب می کنید؟

عبای مشکی و روبنده حصاردار یا مانتوی اندامی و شلوار برمودا، کدام یک را انتخاب می کنید؟

شاید بتوان گفت مسئله یا به عبارتی معضل و حتی بحران حجاب در کشور ما با دستور رضاشاه مبنی بر منع  همگانی حجاب آغاز شد. تا آن زمان در جامعه ما زن، به کلاغی معلول و گوشه نشین می مانست که تنها سرگرمیش حرافی، غیبت و خرافات و تنها مسئولیتش گرم نگاه داشتن مطبخ و البته حرم سرای آقایش بود. با صدور دستور یاد شده گروهی که خود را متمدن می نامیدند و به تاثیر از فرهنگ کشورهای غربی، و در امتداد خط مشی خود برای جدا کردن به طور کلی دین از زندگی مردم، به مقابله با نمودهای دینی از جمله حجاب پرداختند و عده ای دیگر به این موضوع نه از دید ایدئولوژیک بلکه اقتصادی نگاه کردند و بی حجابی و حضور زن در محیط خارج از خانه برای آنها راهی نو جهت کسب درآمدهایی نو و فروش کالاهایی نو محسوب شد.

زن متدین ما که اسلامش اسلام صفوی و قاجاری بود، ناگهان به اختیار یا به اجبار روبنده اش را کنار گذاشت و به تعبیر جمالزاده "گونی سیاهش" را که تنها مانع ترقی و رشد و تعالی و پیشرفت خود می دانست از تن در آورد - یا به زور در آوردند- و اینگونه او متحول و متمدن و پیشرفته شد!

کلاغ سیاه خانگی که دینش و اعتقادش مشتی ادعیه و مناجات عربی نامفهوم آغشته به خرافات صفوی بود "گونی عفافش" را در آورد دامن پوشید و اروپایی شد، از کنج حرمسرا به کنج کافه و گاراژ خزید و منقل اسفندش، پاسور شد و مفاتیحش، مجله ی زن روز شد و اندرونیش، بیرونی شد و محدودیتش، آزادی شد و تدینش، تمدن.

و این- به تعبیر دکتر شریعتی- "دو روی یک سکه"، به ظاهر متمایز و متقابلند اما در اصل یک انحراف یا فساد یا گمراهی یا فرار واحدی هستند و از یک جنسند، چه، وقتی انسان از "انسان بودن" خارج شد، دیگر کلاغ با خوک فرقی ندارد.

و طی سالهای بعد نیز عده ای سکه را به این رو و عده ی دیگر به روی دیگر چرخاندند و هیچ کس برای "تعادل" تلاش نکرد. اگر بنا بود ایران متمدن شود، رضا شاهی بود و کشیدن چادر از سر زنان،به زور. و اگر قرار بود ایران اسلامی شود، عقاید افراطی "عرف" بود که تحمیل شد و نه شرع، تبلیغ.

و زن ایرانی، دیگر به صورت خودکار و اتوماتیک این روند نوسانی را ادامه می دهد و نتیجه معجونی است پیچیده از این دو دسته. یکی حاصل اقدامات افراطی و محدودیت های بی دلیل عرفی و دیگری نتیجه ی رسوخ عقاید غربی و امپریالیستی و بورژووازی.

                     

                     تصویر دسته ی دیگر را، گفتیم اگر بزنیم، بیچاره ی دیرنو را فیلتر می کنند...

اکثریت زنان جامعه ی امروز ما، همان دو دسته هستند، با ظاهری نو...عده ای مانکن های متحرک و دیگری کلاغهای خانه نشین...و هر دو تهوع آور...چرا که یکی آبروی تمدن و حضور زن در جامعه و مساوات را می برد و دیگری آبروی اسلام را. و تمدن و اسلام، هر دو بازیچه و قربانی.

پ.ن:و ای کاش یکی می آمد و می گفت که چه کنیم...مدام از شر یکی به دسته ی دیگر و از دیگری به آن یکی پناه می برم و باز به این فکر می کنم که چگونه می توان این دریای متلاطم و در حال نوسان را به تعادل رساند؟

 

نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 01:08 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 22 مرداد 1386 و ساعت 01:08 ق.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©