تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

حرفهایی پیرامون غزه، ایران، اروپا و سیاست...

از کلاسور مقاله ها ,

دوشنبه 16 دی 1387

امروز بیست و سی در شرح اتفاقاتی كه پیرامون غزه افتاده، تظاهرات مردم آلمان، فرانسه، آمریكا، استرالیا و.. ر ا نشان می داد. دیروز در لندن بزرگترین تظاهرات یك سال گذشته در لندن، برای غزه برپا شد. تخمین رسمی پلیس انگستان 55 هزار نفر بود و تخمین برگزار كنندگان تظاهرات تا 100 هزار نفر. بعدش هم تظاهرات مردم ایران را نشان داد: چهارتا دانشجوی بسیجی توی میدان فلسطین، راهپیمایی دسته ای از عشایر با تفنگ های سر شانه و فریاد مرگ بر آمریكا و فریاد و دست تكان دادن های مسخره و صوری _اگر نگویم تا اندازه ای تنفرآور_ نمایندگان مجلس. این دو تا را كه كنار هم بگذاری به راحتی می توان درك كرد كه وضعیت فعلی غزه برای مردم كشورهای اروپایی و آمریكا بسیار مهم تر و دردآورتر است تا مردم ما. فلسطین آنجا بیشتر در قلب مردم است تا اینجا. در حالی كه موضع رسمی آن كشورها در حمایت اسراییل است و نوع شناخت آنها از قصه بسیار متفاوت از ماست و تلویزیون ما از كله سحر تا بوق سگ، فریاد وا غزه اش هواست. سوال این است كه چرا؟

چرا مردم ما به عنوان كسانی كه بزرگترین انقلاب مذهبی قرن گذشته را در تاریخ خود دارند و فرهنگ عاشورا و مبارزه با ستم و قیام حسینی را هم در خاطره مشترك زنده خود همراه دارد، آنهم در دهه اول محرم، اینهمه نسبت به غزه بی تفاوتند. من با فهم ناچیز خودم می توانم این را ناشی از چیزی بدانم كه ازخودبیگانگی سیاسی می نامندش.

مردم ایران این روزها حال و هوای بحث سیاسی را ندارند و نوعی رخوت و خمودی و دلزدگی از فضای سیاسی در نگاهشان كاملن بارز است. البته با رفتارهای سیاسی واقعن غیر قابل پیش بینی احمدی ن‍‍ژاد و شكستن ساحت ریاست جمهوری در چهارساله او، چنین چیزی چندان هم دور از انتظار نیست. به نوعی مردم ما در طی این چندساله بیش از هر زمان دیگر احساس بی قدرتی كردند و توأمان این احساس به آنها دست داد كه قدرت سیاست مداران به همان اندازه ای كه بر آنها مسلط است، برای آنها غیر قابل درك و غریب و بیگانه است. نمونه كوچكش شاید تغییر در جلو عقب كشیدن ساعت شبانه روز بود كه با وجود بی اهمیتی اش در انبوه مشكلات این مملكت، به دلیل تماس نزدیك آن با مردم، موضوع مباحث فراوانی در این زمینه بود كه بیشتر آنها حاوی دو نكته بود. یك: معلوم نیست اینها_مسئولین_ چه می كنند. دو: هر كاری دلشان بخواهد می كنند.

پس فضا برای دوری هر چه بیشتر مردم از فضای سیاسی و دلزدگی آنها از این محیط فراهم بود. این بیگانگی در بازتولید خود، به تمام چیزهایی كه به سیاست نزدیك می شود یا ارتباطی دارد، تسری پیدا می كند. مردم از شعارهای سیاسی بیزار می شوند. وعده ها را واهی و پوچ می دانند، و علی الخصوص به رسانه رسمی دستگاه سیاسی بی اعتماد می شوند.

تلویزیون بدون شك، مهم ترین منبع شكل دهنده افكار در سطح انبوه جامعه ماست. موضع رسمی و خشك و بیش از حد تابلو صدا وسیما در سیاست های جمهوری اسلامی، نوعی پس زدگی از سوی مردم را سبب می شود. از جهتی بهترین بخش تلویزیون ما را برنامه های خارجی اش تشكیل می دهد و از جهتی دیگر سطح بسیار نازل و سطحی برنامه های تولید داخل، زمینه نفرت عمومی از هر آنچه تریبونی داخلی دارد را، به صورتی ناخودآگاه و زیرپوستی فراهم می آورد. شعاری بودن بیش از حد برنامه ها و چیزی كه مرتضا كربلایی لو دست آویختن به خطابه به جای شعر نامیده است، این دلزدگی را دامن می زند. در چنین فضایی وقایع غزه پدید می آید، زبان رسانه آن را به كلیشه ای ترین حالت ممكن بازتاب می دهد و مباحث خشك و تكراری خود را بارها و بارها در روز از شبكه های مختلف اعلام می كند. مجریان اتو كشیده تلویزیون با چهره ای كه تصنعی بودن از همه سلول هایش فریاد می كشد از جنایات ارتش غاصب صهیونیستی و مقاومت دلیرانه مردمان می گوید و اینكه در روز اول حمله زمینی، ده نظامی صهیونیست به هلاكت رسیده اند و این وسط حتا از ایجاد ارتباطی بین آن و محرم و قیام حسینی، به زبان عادی و ملموس مردم، كاملن ناتوان و عاجز است.

این تكرار سطحی، كسالت پدید می آورد. كسالت و دلزدگی گسترش می یابد و به توطئه پنداری می كشد. چرا كه هیچ وقت در تاریخ، مردم باور نمی كنند كه دولت ها برای مردمی دل سوزانده باشند. مردم از همه جیغ و ویغ های تلویزیون، با بیخیالی می گذرند و چون همیشه با پرشورترین حالت، در مجالس عزاداری شركت می كنند. جایی كه صحبت ها از جنس خودشان است. جایی كه می شود فریاد كشید، گریه كرد، بعد از مجلس با رفقا قهوه خانه ای رفت و قلیان و سیگاری دود كرد و به كامل ترین عبارت:‌زندگی كرد! بدون نقش بازی كردن و ادا درآوردن. جایی كه فلسطینی ها **** ده تا از سگ مصب های اسراییلی را ***** اند نه اینكه به هلاكتشان رسانده باشند. جایی كه سازمان ملل، عوضی و نامرد و **** است، نه اینكه ناكارمدی خودش را در دفاع از حقوق بشر ثابت كرده باشد.

دستگاه سیاست؛ با دولتی كرد انسانیت، با تقلیل همه چیز به عبارات كلیشه ای تلویزیون، با نشان دادن نمایندگان مجلس كه از پشت صندلیهای سبز رنگ شیكشان فریاد مرگ بر اسراییل سر می دهند و دست پرتاب می كنند، هر چه بیشتر مردم ایران را بی تفاوت خواهد كرد نسبت هرآنچه در سیاست كشور ما مهم است و زمینه قویتری ایجاد می كند برای هویت های تازه و متغایر با اهداف خود چرا كه ملاحت و تأثیر درپرده فكندن سخن و نامستقیم پیغام رساندن را نمی فهمد.

شخصن گاهی آرزو می كنم كاش می شد در این كشور راهپیمایی 22 بهمن رفت بدون بازتاب پرشور رسانه ای، بدون پارچه نوشته های مدرسه دبستان فلان جا، كارمندان اداره بهمان جا و... آرزو می كنم راهپیمایی روز قدس بروم و به خاطرش كتك بخورم و سركوب شوم. اینهمه دخالت سیاست در همه جوانب زندگی انسانها، بیش از همیشه آنها را از حوزه سیاسی بیگانه و بیزار خواهد كرد.

نوشته شده توسط محمد ملاعباسی ساعت 12:05 ق.ظ

ویرایش شده در جمعه 20 دی 1387 و ساعت 11:45 ق.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©