تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

بازی های زبانی

از کلاسور مقاله ها ,

دوشنبه 11 شهریور 1387

یک بازی فوتبال را در نظر بگیر. که باید برنده ای داشته باشد لزومن. و الآن در دقیقه هشتاد هستیم. و نتیجه مساوی است. هر دو تیم ماهها برای این بازی تمرین کرده اند و در حال حاضر هیچ بازیکنی به هیچ چیز دیگری جز پیروزی خودشان و شکست رقیبشان نمی اندیشد. هر برخورد کوچکی حرف ها و تنش های تند و تیزی را موجب می شود. تماشاگران بدترین فحش هایی را که بلدند به هم می دهند. نطفه های یک تشنج بزرگ شکل گرفته است. یک نبرد واقعی در جریان است.

در همین موقع حسن میراب، که تا حالا از دهشان طزرجان بیرون نیامده و واژه فوتبال را حتا برای تلفظ کردن دشوار و مسخره می یابد، از در ورودی ورزشگاه وارد می شود.

در همین موقع حسن میراب، که تا حالا از دهشان طزرجان بیرون نیامده و واژه فوتبال را حتا برای تلفظ کردن دشوار و مسخره می یابد، از در ورودی ورزشگاه وارد می شود. تقابل دو تیم در اوج خودش است به صورتی که دیگر فراموش کرده اند در حال یک بازی اند و تمام دین و دنیایشان جلوی چشمشان آمده. اما او چه می بیند؟ مشتی احمق که از سر بیکاری دنبال یک گوی می دوند. که چه بشود؟ هیچ! حالا چرا اینقدر با هم دعوا دارند؟ نمی دانم! چرا حسن میراب به چنین دیدگاهی می رسد؟ چون از قواعد بازی مطلع نیست و به همین دلیل همه این فرایند یک رفتار بی معناست برایش. حالا.

چه زمانی یک بازی دو جانبه پدید می آید؟ اولن وقتی دو گروه متمایز وجود داشته باشند. دومن وقتی این دو گروه چندان هم با هم متمایز نباشند. یعنی چیز مشترکی وجود داشته باشد که در سر آن دعوایی در بگیرد. هر بازی قواعدی دارد. و این قواعد قبل از آنکه موجب دودستگی و تفاوت بین دو گروه بازی کننده باشد، موجب شباهت و یکدستی آنها می شود. با وارد شدن در هر بازی، قواعد حاکم بر آن علاوه بر اینکه رفتار تو را تعیین می کند، رقیبت را هم تعیین می کند. اما ستیزه و درگیری بعد از شروع بازی، ما را به توهم تفاوتی عمیق با رقیبمان و در مقابل تعاون و یکرنگی با هم تیمی های خودمان می کشد. اما در واقع فرقی بین ما نیست.

این روند هم در همه دعواها مشترک است. مثال خیلی خوبش فمنیست های رادیکال اند. آنها به کار کردن در معدن و کارخانه ذوب آهن افتخار می کنند... آنها مردان را مشتی حیوان پشمالوی بی مصرف می دانند... خیلی هاشان آنقدر از مردان متنفرند که به همجنسبازی روی می آورند.... از خود رفتاری خشن و زمخت نشان می دهند... به دنبال رسیدن به مقامات سیاسی و اقتصادی برتر می روند. خانه داری را بزرگترین توهین به جنس زن می دانند... بچه دار نمی شوند و... خلاصه کلی کار دیگر می کنند تا هر چه بیشتر و بیشتر مثل مردها شوند... عین موجوداتی که حالشان ازشان به هم می خورد. حتا گروه های دیگر فمنیستی هم معتقدند رادیکال ها خیلی بیشتر از اینکه زن باشند، مردند! چرا؟ چون قاعده بازی مردان را پذیرفته اند. تنها در این بازی، رقیبشان مردها تعریف شده اند. یعنی همان روندی که مردان در مقابل زنان پیش می گیرند، آنها در برابر مردان پیش می گیرند... بازی های فراوان دیگری هم وجود دارد. مثلن دعوای سوسیالیسم و سرمایه داری. چقدر استالین و مارگارت تاچر شبیه هم اند! یا دعوای اصول گرایان و اصلاح طلبان. یا سنت گرایان و متجددان. یا دعوای پیامبران و ساحران. یا دو ارتش در حال جنگ با یکدیگر. یا دعوای فرقه های یک دین. دعوای کاتولیک و پروتستان چقدر از مسیحیان را به کشتن داد؟ دعوای شیعه و سنی چقدر مسلمانان را به فلاکت کشید؟ در مثال دیگری می توان انقلابیون و گروه حاکم را در نظر گرفت. جمله معروفی است که می گوید انقلاب بچه های خودش را می خورد. چرا؟ چرا وقتی انقلابیون بر سر کار می آیند در اکثر موارد مثل حاکمان سابق عمل می کنند؟ باز هم همان قواعد بازی. حالا اگر مثل حسن میراب تازه از طزرجان رسیده باشی چقدر همه چیز برایت بی معنا جلوه می کند! چیزی شبیه به این، یکی از مهم ترین مسائل فلسفه و علوم انسانی قرن بیستم بود. چیزی که مشخصن با ویتگشتاین پر رنگ شد و باشد برای مطلب بعدی...

پی نوشت: لودویک ویتگنشتاین؛ بچه پولدار بود. پسر ثروتمندترین مرد فولاد کشورش اتریش. به کمبریج رفت، فلسفه خواند، استعداد خیره کننده اش راسل، استاد بزرگ فلسفه کمبریج را تحت تأثیر قرار داد. هنوز سی ساله نشده بود که رساله کوچک فلسفی اش موج جدیدی را در فلسفه و علوم انسانی پدید آورد، فلسفه را رها کرد، معلم ابتدایی شد در روستاها، بنایی کرد، همه اموالش را بخشید: چون نمی خواست دوستانش به خاطر پول دوستش داشته باشند. جنگید، دوباره سراغ فلسفه آمد و با کتاب دیگری، برای بار دوم جهان فلسفه را به تکان سختی واداشت، استاد کمبریج شد و طبیعتا بعدش هم مرد. فیلسوفی که دو گونه از اندیشه اش چنین تأثیر شگرفی به جای گذاشته باشد، بی سابقه است. او در کنار مارتین هایدگر، بزرگ ترین فیلسوف های قرن بیستم بودند.

نوشته شده توسط محمد ملاعباسی ساعت 10:09 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت -


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©