تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

لافكادیو، شیری كه جواب گلوله را با گلوله داد.

از کلاسور مقاله ها ,

جمعه 25 مرداد 1387

اولین بار شش هفت ساله بودم كه خواندمش. دفعه ی دوم آقای شاكر برایمان تعریف كرد، توی مینی بوس به گونه ای بس نامتارف نشسته بودیم و می رفتیم مشهد . اثر نسبتا متفاوتی است از شل سیلور استاین. بروم سر آنچه می خواهم بگویم. خیلی ها خیال می كنند لافكادیو نمادی از خودبیگانگی است. لافكادیو كلاغی است كه می خواهد راه رفتن كبك را یاد بگیرد و معمولا اپیزود آخری را نماد كل شی یرجع الی اصله می دانند. لافكادیو روزگار وصلش را بازجست!

اما من این طور خیال نمی كنم.

اما من این طور خیال نمی كنم. لافكادیو هیچ چیز را نه بازجست و نه بازیافت. لافكادیو-همانگونه كه خود شل می گوید- نه دیگر شیر است و نه آدم. به نظر من، لافكادیو نماد اعتراض سست است. معترض سازشگر. مشكل لافكادیو هم روی جلد كتاب تیتر شده، او جواب گلوله را با گلوله می دهد. لافكادیو اعتراضی سست پایه است به یك سیستمات عریض و طویل و با پایه و ریشه و استخوان دار ظلم. یك مافیای سگ مصب درست و حسابی. و مشكل لافكادیو ، این اعتراض سست پایه، این است كه از خط قرمز های خودش هم می گذرد. لافكادیو از حدود خودش می گذرد و سعی می كند با زبان همان مافیای ظالم با خودشان صحبت كند. او جواب گلوله را با گلوله می دهد. این اولین قدم سازش است. رئیس سیرك می داند كسی كه زبان این مافیای عظیم را پذیرفت، می تواند با مابقی آداب هم  كنار بیاید. و كنار می آید. لافكادیو یك آدم عوضی سگ مصب درست و حسابی می شود. كت وشلوار می پوشد، با دست راست امضا می كند، حوصله اش سر می رود، افسرده می شود و ... و حتا به شكار شیر می رود. لافكادیو، معترضی است كه مافیای ظلم او را –به زعم خودشان- كم كم به راه می آورند. لافكادیو، با عدول از اولین مرز خود، راه را برای همنوا شدن هموار می كند و بر خلاف شكارچیان شیر(عاملان نظامی مافیایی) كه به دست لافكادیو كشته می شوند، رئیس سیرك(عامل غیر نظامی كه عمدتا خود را خیر خواه معترضان معرفی می كند) لافكادیو را –به زعم خودش- به راه می آورد و –به زعم دوستان لافكادیو- از راه به در می كند. لافكادیو، هرچند معترضی سست است و در نظام سیستماتیك انسانی حل می شود، اما معترض خوبی است. لافكادیو، وقتی تفنگش را مقابل شیری می گیرد، از روی فراموشی ست. لافكادیو، معترض سست خوبی ست. چون وقتی یادش می آید كه روزی شیر بوده است،یا شاید وقتی به یادش می آورند، شیر را نمی كشد-در صورتیكه یك معترض بد كاملا در مافیا حل می شود- اما لافكادیو هرگز لافكادیویی نخواهد شد كه جواب گلوله را می داد. او دیگر نه شیر است و نه آدم. او حالا می داند كه از جامعه ی معترض –شیر ها- طرد شده و در جامعه ی ظالم –انسان ها- و در دید آنها یك عضو مقبول نیست. او حالا دیگر به هیچ چیز تعلق ندارد، و نه این كه نخواهد داشته باشد، نه این كه خودش از همه جا بریده باشد. لافكادیو، كارگران معترضن انقلاب اكتبر است. كارگر هایی كه دیكتاتوری پرولتاریا می خواستند، و یا زنان فمنیستی كه به یاری مردان، مرد می شوند. و البته مرد هم نمی شوند. لافكادیو، از اشتباه پاسخ گلوله را با گلوله دادن، به یك بی هویتی می رسد. لافكادیو دیگر نه شیر است و نه آدم.

نوشته شده توسط سعید حاجی زاده ساعت 07:08 ق.ظ

ویرایش شده در جمعه 25 مرداد 1387 و ساعت 09:08 ق.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©