تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

سه تار

از کلاسور حرف نو ,

دوشنبه 20 خرداد 1387

یک جای دور افتاده ای، از دید مردمان پایتخت نشین، و از دید من خیلی خیلی نزدیک به مرکز دنیا، در یک شهرستان کوچکی به نام تفت و در یکی از کوچه های معمولی اش به نام شهید احمدی، و در زیر زمین یکی از خانه های معمولی ترش، همین الان که من و تو اینجا نشسته ایم، مردی نشسته و دارد بهترین تار و سه تار ایران را می سازد.

یک جای دور افتاده ای، از دید یکی از اساتید تهرانیم که احمقانه می گفت؛ به یزد که می رسی ایران تمام می شود، و چقدر بچه تر از آن بود که جوابش دهم تازه از آنجا آغاز می شود، در کوچه ی شهید احمدی، اگر اشتباه نکنم، مرد، خیلی وقت است جان را از این مسائلی که من و تو درگیرش هستیم پاک کرده است و بی سر و صدا دارد بهترین تار و سه تار را می سازد.

آن وقت ها که یزد بودیم، از اول اولش که یادم می آید، تا همین پارسال که لنگ در هوا شدیم و یک جورهایی بیوطن، خوب بحمدالله نه فامیلی داشتیم که هفته ای چند بار صله ی رحمشان کنیم و کنندمان، و نه یزد از این قرتی بازی های آخر هفته ای تهرانی داشت که به آن مشغول شویم.

پنجشنبه شب ها، به جای خانه ی دایی و عمه و خاله، دل را می زدیم به آسمان کویر و مشغول آن چیزهایی می شدیم، که نیمه ی بالایی ایران در تمام عمر نمی بینند؛ اگر زمستان بود؛ جبار با آن سه ستاره ی کمربندش، کمان را کشیده، و ثور که با شاخ به اش حمله می کند و برادران جوزا و اسد، ناظر مهلکه و... یا تابستان بود و جبار که از سمت شیرکوه غروب می کرد، عقرب از خرانق سر می زد و ایندو، تمام 18 سال را، قبل از اینکه بیوطن شویم به دنبال هم.

آن وقت ها، فقط یکجا بود که هر چند وقت یکبار، داشتیم برویم و آن خانه ی معمولی مرد غیر معمولی تار ساز.

و چقدر برایم بیاد ماندنیست تصویر حیاط پر از انارشان، چنان که تفت(۱) را شاید، و ایوان مشرف بر حوضی که همیشه پر بود از قطعه های بزرگ چوب، به شکل نیم گلابی، که هفته ها و ماه ها آب خنک می خوردند تا نوبتشان شود و بروند خدمت مرد تار ساز.

تابستان ها فرش می انداختند روی ایوان. شولی(۲) همیشه براه بود، یا شلغم...چای با کشمش و نه قند، و بخاری نفتی شان را چه خوب یاد دارم، که بهتر از علاالدین های (۳) ما گرم می کرد. آنموقع ها یزد هنوز گاز نداشت که نگران کاهش فشارش باشیم.

در خانه شان همیشه استخوان و شاخ قوچ و شکمبه و چوب توت و شمشاد پیدا می شد، که اهل فن دانند که تار را با اینها می سازند و البته چیز های دیگر. چیز های دیگری که در خانه ی مرد تار ساز بود و در کارخانه ی یاماها یافت نمی شود. و همین است که آن می شود طبل و یک عمر بر سرش می کوبند و این می شود تار و در آغوشش می گیرند و می نوازندش.

خلاصه اینکه گاهی از سه "ستاره" ی جبار چشم می کندیم و گوش می دادیم به نوای "سه تار". از کوه های دور و بلند خاکستری منظر یزد می زدیم و در میان کوههای کوتاه و قرمز رنگ تفت، می رفتیم سراغ خانه ی مرد تار ساز. از صدای گوش خراش ماشین ها و موتورهای شهر می بریدیم و می رفتیم به خانه ی مرد تار ساز که یک ماشین آریا داشت و آن هم همیشه خراب بود.

و گذشت ...و حالا که خانه مان مثلا شده شیراز و خودمان هم آمده ایم تهران و صبح با مترو نیم ساعت تا دانشگاه در راهیم و عصر می نشینیم در این لگن های شرکت واحد و بلیط 20 تومانی می دهیم و یک ساعت صدای عرعر موتور دیزلی و مردم پولی را به جان می خریم و می رویم انقلاب برای خرید یک کتاب، اکسیژن+ دود را به حلقمان می دهیم و دی اکسید کربن+ 2/1 دود پس می دهیم و بعد هم استاد با غرور می فرمایند که؛ به یزد که می رسیم ایران تمام می شود!

این وسط یکدفعه یکی از جنس خودمان و از جنس کویر، پیدا می شود که سه تاری در آغوش گرفته و دور از پرستیژ های رگ گردن سیخ کردگان حافظ اصالت موسیقی ایرانی، می نوازدش و گاه آرام می نالد و گاه فریاد می زند و گاه می خندد و ...و مرا می برد به حال و هوای خانه ی مرد تار ساز که بلند بلند می خندید و خاطره تعریف می کرد و فحش می داد و ساز می زد و ...

مردی که سه تار می زند، مردی که سه تار می سازد، و مردی که به سه تار گوش می دهد، هرسه از جنس کویر، و هر سه خارج از محدوده ی ایران،

مردی که سه تارش سه تای وجود ماست، که؛ تنهایی و تکسر و تحبب. و نوایش ناله ی دوری ماست، اینبار نه از نیستان که حتا از خود نای، و حتا از خودمان و حتا از کویرمان...

و ما همچنان ول معطلیم و مرد ساز ساز، در زیرزمین خانه اش نشسته و بهترین سه تار ایران را می سازد، سه تار صالحی را...

سه تار نامجو را...

سه تای ما را...

 

۱- شهرستانی در کوهپایه ی شیرکوه، نزدیک یزد، که انارش بسیار معروف است.تفت در لغت به معنی سبد میوه است، چنانکه در ابتدای این شهرستان سبدی از انار بصورت نمادین ساخته اند.

2- آشی مخصوص یزد، که با چغندر، آرد و سرکه می پزند.

3- نوعی بخاری کوچک نفتی.

 

نوشته شده توسط امیر حسین رفعتی ساعت 01:06 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 20 خرداد 1387 و ساعت 12:06 ق.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©