تبلیغات
وبلاگ گروهی دیرنو

 

شکایت

از کلاسور شعر ,

چهارشنبه 7 فروردین 1387

سلام!

خیلی وقت بود می خواستم یه چیزی بگم. . .

سلام!

خیلی وقت بود می خواستم یه چیزی بگم. . .

نمی دانم چرا دیگر دعایم را جوابی نیست

چرا دیگر در این دنیا برایم جای خوابی نیست

به یادم هست قبلن ها

كه شاید فسقلی بودم!

و از شعر و حكایت ها فقط از بر

"یه توپ قلقلی" بودم

چه خوش بودم چه خوش بودم

و می خواندم هزاران بار و تنها مشكلم این بود

كه در این خواندن بسیار

نیفتد توپك نازم

به ناگه در پس دیوار

ولی اكنون...

كه بر طبق گواه هیكل و ریشم

و بر طبق گواه روز و ماه و سال پیدایش

كمی بالغ تر از پیشم!

نه با یك توپك رنگی، نه با شعری، نه با نقاشی و طرحی

دلم خوش نیست

كه من در سن قانونم

سرم خوش نیست!

و افتادم به دنبال شعار و حرف و اندیشه

و گم كردم مكانم را،

زمان و جای خوابم را

و می جویم درونم را

به دنبال هویت، ارزش و ریشه!

و رفت از یاد پیمانم. . .

"الم اعهد الیكم یا بنی آدم؟"

و مثل سایر ابنا!

كه می نالند از جور ستم های ستمكاری به نام نامی "دنیا"

به او گفتم تو ای دنیا. . .

چه می خواهی زجان ما!

ولی افسوس. . .

اگر دنیا زبانی داشت. . .

پس از سر دادن آهی

به من می گفت: ای انسان. . .تو از جانم چه می خواهی!؟

تو از جانم چه می خواهی!؟

نوشته شده توسط علی رضا رحیمی ساعت 06:03 ق.ظ

ویرایش شده در چهارشنبه 7 فروردین 1387 و ساعت 07:03 ق.ظ


حقوق این سایت محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2007-2008 © Deireno.Com

Best Resolution : 1024 X 768

  

This Template Is Designed By Ghoolik stadio ©